بهره وریکسب و کار

راه های رسیدن به اهداف و موفقیت

7 مرحله برای رسیدن به اهداف زندگی به روش SMARTER

همه ما در زندگی اهدافی داریم و راه های رسیدن به اهداف را تعیین و پیگیری می کنیم. هر یک از ما در برهه ای از زندگی می خواهیم به هدفی بزرگ یا کوچک برسیم. ما امیدها و رویاهایی عمیق برای آینده داریم و مشتاق انجام برخی کارهای بزرگ هستیم. این در بافت جامعه ما، در قلب آنچه که هستیم و در اعماق وجودمان قرار دارد. نه فقط برای زنده ماندن بلکه با یک میل شدید به رشد، در DNA ما نقش بسته و بطور ژنتیکی میل درونی ما است.  

در حقیقت، این بخشی از فرهنگی است که ما را ساخته است. گونه های ما فقط زنده نمانده اند، بلکه ما به معنای واقعی کلمه پیشرفت کرده ایم و به لطف نوآوری هایی که امکان ایجاد چیزهای ظاهراً غیرممکن را در زندگی ما مهیا کرده است، به نتایج بی نظیری دست یافته ایم. نه تنها ما آرزوی رفتن به ماه کرده ایم بلکه به ستاره ها نیز نظر داشته ایم.

اهداف شخصی

واضح است که در زندگی به اهداف فوق العاده ای دست یافته ایم. در سراسر کره خاکی، آنچه روزگاری تصور می شد تنها در قلمرو تخیل انسان یا فقط موضوع تصورات علمی-تخیلی باشد را به دست آورده ایم. با این حال، در حالی که به نظر می رسد جامعه و فرهنگ ما جهش های نجومی رو به جلو دارند و به اهداف عجیب و غریبی دست می یابند، وقتی به عنوان یک فرد به موضوع اهداف شخصی نگاه می کنیم، دشوار به نظر می رسد.

مسلما دستیابی به اهداف در زندگی آسان نیست. اما با در نظر گرفتن عطش سیری ناپذیر برای رضایت فوری و تمایل بی پایان برای کسب موفقیت روز افزون (بطوری که همیشه به دنبال چیزی بهتر از امروز هستیم)، جای تعجب نیست که در تلاش برای رسیدن به اهداف عالی ناامید می شویم. وقتی شکست صورت زشت خود را نشان می دهد و ما مورد تمسخر و تحقیر عمومی قرار می گیریم، جای تعجب نیست که چرا دستیابی به اهداف خود در زندگی را بسیار سخت می یابیم.

با این حال، یک روش ساده وجود دارد. بزرگترین مشکلی که اکثر مردم با آن روبرو هستند این است که اهداف خود را به درستی تعیین نمی کنند. و وقتی اهداف خود را تعیین می کنند، رویکرد آنها اشتباه است. بهترین راه برای رسیدن به هر هدفی در زندگی این است که نه تنها آن اهداف را به درستی تعیین کنید، بلکه برنامه ریزی و اجرای اقدامات لازم برای دستیابی به آنها در طول زمان صورت پذیرد. راه های رسیدن به اهداف و موفقیت با تحلیل جزئیات مراحل آن مورد بررسی قرار می گیرد.

سندرم سال نو و راه های رسیدن به اهداف

بیشتر افراد تعیین اهداف خود را به طور خاص با یک روز یا شب سال نو مرتبط می نمایند. این زمانی برای شروعی تازه و فرصتی برای تقدییر روشن است. اما کسانی که در شب سال نو اهدافی را تعیین می کنند، معمولاً این اهداف را درست نمی شناسند. در واقع، طبق یک مطالعه توسط دانشگاه Scranton، تنها هشت درصد از اهداف تعیین شده در شب سال نو در واقعیت محقق شده اند.

وقتی به این شکست 92 درصدی فکر کنید بسیار ناخوشایند و دلسرد کننده است. اما همچنین دلیل آن این است که اکثر افرادی که در سال جدید هدف گذاری می کنند، راه درست را انتخاب نمی کنند. نمی توانید انتظار رسیدن به اهداف خود را داشته باشید وقتی همه کارها را اشتباه انجام دهید. این بر خلاف همه دستورالعمل ها در تعیین هدف موفق است. بنابراین نه تنها تعیین اهداف بلکه راه های رسیدن به اهداف نیز بسیار مهم و حیاتی هستند.

تعیین اهداف

چرا؟ زیرا تعیین اهداف برای آن موضوع در شب سال نو و یا هر روز دیگر، نمی تواند بصورت دلخواه در ذهن انجام شود. اهداف نمی توانند به صورت انتزاعی باقی بمانند. آنها باید با مشخصات کامل تحقق یافته و تعریف شوند. و باید به طرز صحیحی برنامه ریزی و عملی شوند.

شاید به همین دلیل است که 34 درصد مردم پس از ماه اول از اهداف تعیین شده خود در سال نو منصرف می شوند. و پس از 6 ماه، 54 درصد از مسیر خارج شده و منصرف شده اند. فرصت ها در خلاف انتظار ما قرار می گیرند زیرا ما اهداف را به درستی تعیین نمی کنیم. هنگامی که شما یک برنامه اثبات شده برای تعیین و دستیابی به اهداف خود را به روش صحیح دنبال می کنید، به احتمال زیاد همه چیز را به نتیجه می رسانید.

راه های رسیدن به اهداف و روش SMARTER

بدون شک دستیابی به هر هدفی نیاز به خود انضباطی زیرکانه دارد. این شامل آگاهی هوشیارانه از اقدامات و توانایی ما در غلبه بر برخی از عادت های بدی که ممکن است مانع ما شود، می باشد. القای انضباط شخصی در زندگی کار ساده ای نیست. این امر مستلزم توجه بی وقفه به اقدامات و انگیزه ای تسلیم ناشدنی برای دستیابی به یک هدف بزرگ است.  برای رسیدن به هدف ها باید راه های رسیدن به اهداف را خوب بشناسیم.

با این حال یک سیستم اثبات شده برای دستیابی به هر هدفی وجود دارد. که شامل هفت مرحله جداگانه و سیستمی به نام هدف گذاری به صورت SMARTER است. روش SMARTER (حروف اول کلمات مربوط به این هفت مرحله) به شما امکان می دهد تقریباً به هر آنچه دلتان می خواهد، برسید. به شما امکان می دهد روند را به مراحل مشخص تقسیم کنید و هر روز کارهای کمی برای رسیدن به آرزوهای خود انجام دهید.

1- مشخصات دقیق اهداف را بدست آورید

اولین قدم تعیین هدف در روش SMARTER این است که آنچه را می خواهید به آن دست پیدا کنید برای تان کاملاً مشخص باشد. باید اطمینان حاصل کنید قابل اندازه گیری است تا بتوان آن را ردیابی کرد، همچنین باید جزئیات زیادی را در مورد اهداف مورد نظر خود بدانید. نمی توانید فقط بگویید که می خواهید ثروتمند شوید.این روش موثر نیست.

اگر اهداف پولی دارید، باید مقدار مشخصی پول را بعنوان هدف مشخص کنند. به عنوان مثال، شما قصد دارید در 24 ماه آینده یک میلیون دلار خالص داشته باشید، در نظر دارید در 12 ماه آینده با ایجاد یک تجارت خدماتی یا هر چیز دیگری در این زمینه ماهانه 20000 دلار درآمد کسب کنید. اما باید در این مورد کاملاً دقیق باشید.

وقتی هدفی برای شما کاملا مشخص شود، آن هدف تحقق می یابد و از حالت انتزاعی به سمت واقعیت حرکت می کند. برای انجام این کار، باید نوشته شود. باید از ذهن شما به سمت یک کاغذ یا یک صفحه حرکت کند. شما می خواهید به چه جیزی برسید؟ در آن مرحله وقتی به آن هدف می رسید زندگی شما چگونه است؟ دوستانتان چه کسانی هستند؟ در طول روز چه کاری انجام می دهید؟ چه عادت هایی دارید؟ چه ساعتی بیدار میشوید؟

به معنی واقعی کلمه شما باید هدف و زندگی خود را با جزئیات زیادی توصیف کنید. اگر قصد دارید در 12 ماه آینده 50 پوند وزن کم کنید، تا زمان رسیدن به آن هدف، وضعیت روزانه خود را توصیف کنید. اندازه کمر شما چقدر است؟ چه نوع لباسی می پوشید؟ چه ساعتی از خواب بیدار می شوید تا ورزش کنید؟ چه نوع غذاهایی را می خورید یا از آنها اجتناب می کنید؟ هرچه مشخصات دقیق تری بدست آورید، بهتر است. در طی تعیین راه های رسیدن به اهداف مسلما تعیین دقیق هدف و مشخص شدن کامل آن، بسیار مهم و حیاتی است.

2- اطمینان یابید اهداف شما معنی دار هستند

اهداف نمی توانند فقط مشخص باشند. مرحله دوم برای دستیابی به اهداف، اطمینان از معنی دار بودن آنها است. ما همیشه برای دستیابی به هدفی که برای ما معنی عمیقی دارد نسبت به اهداف سطحی، تلاش بیشتری خواهیم کرد. بنابراین، اگر بخواهید به دلیل استطاعتی که در اختیارتان قرار می دهد یک میلیون دلار ثروت خالص داشته باشید، می توانید شانس موفقیت خود را از دست بدهید.

در عوض، اگر اهداف پولی دارید و معنی عمیقی را با آنها مرتبط کنید، در این صورت احتمال دستیابی به آنها بیشتر است. شما نمی توانید چیزهایی را فقط بخاطر خواستن آنها به دست آورید. شما نمی توانید فقط بخواهید وزن کم کنید یا درآمد بیشتری کسب کنید زیرا اینها اهدافی هستند که همیشه می خواسته اید. تعیین کنید که چرا همیشه این اهداف را می خواستید؟

ما همیشه بیشتر تلاش می کنیم به چیزهایی برسیم که برای ما کاملاً معنی دار هستند. وقتی این معانی شامل مواردی از قبیل خانواده، آزادی، امنیت، کشور و عشق باشد، ما سعی می کنیم همه چیز را ببینیم و پس از برخورد به چند مانع، شکست را نمی پذیریم و منصرف نخواهیم شد.

لحظه ای وقت بگذارید و معنایی که با اهداف خود مرتبط می کنید را یادداشت کنید. عمیقا در مورد آن فکر کنید. این باید یک معنی عمیق باشد. این باید چیزی باشد که حاضر باشید همه چیز را فدای آن کنید. آن را روی یک کاغذ یا صفحه بنویسید. این یکی از مهمترین مراحل در فرآیند درک راه های رسیدن به اهداف است.

3- اهداف قابل دستیابی را انتخاب کنید

من کاملا علاقمند به اهداف بلند مدت هستم. با ده سال سخت کار کردن در یک مسیر می توانیم به هر چیزی برسیم. اما، وقتی نوبت به اهداف یک، دو و حتی سه ساله شما می رسد، از قابل دستیابی بودن آنها اطمینان حاصل کنید. اگر در حال حاضر به شدت بدهکار هستید، نگویید در طی 12 ماه یک میلیارد دلار درآمد کسب خواهید کرد.

هنگامی که اهدافی را انتخاب می کنید که قابل تحقق باشد، نه تنها احتمال دستیابی به آنها بیشتر است، بلکه می توانید در این روند نیز حرکت خاصی ایجاد کنید. تحقق هدفی که در حال حاضر از دسترس خارج می باشد هیجان انگیز است، مهم نیست که این هدف چیست. وقتی به آن دست یافتید، شوق و ذوق رسیدن به هدف باعث تجدید قوای شما می شود.

اهدافی را پیدا کنید که بزرگ باشد، اما دستیابی به آن حداقل برای اهداف کوتاه مدت شما غیرممکن نیست. اهداف 12 ماهه خود را برنامه ریزی کنید تا آنها به عنوان نقاط عطف یا نشانه هایی برای رسیدن به اهداف بلند مدت و بسیار بزرگتر عمل کنند. سپس حتماً یک برنامه عملیاتی عظیم ایجاد کنید که به شما کمک کند همه کارها را از طریق آن در نظر بگیرید. در مسیر یافتن راه های رسیدن به اهداف ، قابل دستیابی بودن هدف برای بازه های زمانی کوتاه مدت از اهمیت بالایی برخوردار است.

4- اهداف باید مرتبط باشند

اهدافی که برای زندگی و آینده خود انتخاب کرده اید چقدر مرتبط هستند؟ آیا آنها با فردی که هستید همسو می باشند؟ آیا آنها با ارزش ها و اعتقادات اصلی شما مطابقت دارند؟ یا آیا آنها بر خلاف همه چیزهایی هستند که به آنها اعتقاد دارید؟ وقتی اهدافی را انتخاب می کنیم که مغایر با فردی که هستیم باشند، به سختی می توان آنها را دنبال کرد.

بنابراین چگونه اهداف مربوطه را برای زندگی خود انتخاب می کنید؟ یک راه این است که لحظه ای وقت بگذارید تا هر آنچه را که برای آن ارزش قائل هستید و به آن اعتقاد دارید، یادداشت کنید. به عنوان مثال، اگر شما برای صداقت ارزش قائلید، با این حال فکر می کنید که همه افراد ثروتمند نادرست هستند و از طریق برخی از روشهای غیر صحیح یا غیر صادقانه به آن رسیده اند، دستیابی به اهداف پولی کلان دشوار است.

آنچه که ما به آن اعتقاد داریم محصول چیزهایی است که هنگام بزرگ شدن شنیده ایم. مواردی مانند “پول علف خرس نیست” ، “پول بیشتر، مشکلات بیشتر” و “همه افراد تقلب می کنند و دروغ می گویند” و موارد دیگر، در ذهن ما ریشه دوانده و بر هر فکر، احساسات و رفتار ناشی از آن تأثیر می گذارند.

وقت بگذارید و مواردی که باعث می شوند شما کسی که هستید باشید را یادداشت کنید. سپس اهداف مرتبط را که با آنچه شما به آن اعتقاد دارید و آن را ارزش می شمارید سازگار است را انتخاب کنید. هنگامی که اهداف مرتبط با زندگی خود و افرادی که واقعا برایتان ارزشمند هستند را انتخاب می کنید، مسیر تعیین هدف خود را بسیار هماهنگ و روان می بینید. 

5- مطمئن شوید اهداف زمانبندی دارند

برای اینکه اهداف قابل دستیابی باشند، باید دارای زمانبندی باشند. آیا برای دستیابی به این هدف برنامه ریزی می کنید؟ فقط نگویید که در آینده می خواهید ثروتمند شوید یا طی چند سال آینده یک میلیون دلار درآمد کسب کنید. اگر در دستیابی به آن هدف جدی هستید، باید برای رسیدن به آن یک تاریخ مشخص کنید.

یک تاریخ واقعی را در تقویم برای هدف خاص خود در روز معین انتخاب کنید. وقتی هدف شما مشخص و قابل اندازه گیری باشد، قابل پیگیری است. وقتی یک تاریخ واقعی را در تقویم تعیین می کنید، می توانید آن را به اهداف ماهانه و هفتگی تقسیم کنید. به این ترتیب می توانید پیشرفت خود را ترسیم کنید تا مشخص نمایید تا رسیدن به این هدف چقدر فاصله دارید یا چقدر نزدیک هستید.

به عنوان مثال ، اگر هدف کم کردن وزن به میزان50 پوند تا اول ژوئن سال آینده است و شما 12 ماه برای رسیدن به این هدف فرصت دارید، می توانید به راحتی آن را به 4.16 پوند کاهش وزن در ماه تقسیم کنید. در هر هفته، شما تقریباً 1.04 پوند برای کم کردن نیاز دارید. حتی فراتر بروید و به صورت روزانه برنامه ریزی کنید، و متوجه خواهید شد که این امر هر چه بیشتر قابل دستیابی به نظر می رسد.

با این حال این کار را نمی توانید انجام دهید، مگر اینکه اهداف محدود به زمان باشد. در تقویم تاریخی را انتخاب کنید و آن را به عنوان بخشی از هدف خود بنویسید. یادآوری های تاریخ و تنظیمات مربوطه را به صورت هفتگی یا ماهانه با تلفن همراه خود انجام دهید. سپس برای رسیدن به آن هر کاری که لازم است را انجام دهید.

6- باید پیشرفت خود در مسیر را ارزیابی کنید

وقتی اهداف زمان دار هستند، می توان آنها را ارزیابی کرد، به شما این امکان را می دهد که پیشرفت خود را در طول مسیر دنبال کنید. هرچه با دقت بیشتری اهداف خود را پیگیری کنید، احتمال رسیدن به آنها بیشتر می شود. سیستمی را برای ردیابی اهداف خود انتخاب کنید و این کار را هر روز انجام دهید. این کار به شما سنجشی برای رسیدن به موفقیت می دهد.

به عنوان مثال، هنگامی که هواپیمایی از LAX بلند می شود و به JFK سفر می کند، پیشرفت خود را در طول مسیر ارزیابی می کند. در هر لحظه از سفر خود می داند که چقدر از مبدا فاصله گرفته است، کجاست و چقدر فاصله تا مقصد باقی مانده است. و مسیر حرکت، سرعت باد، سرعت هواپیما، اختلالات احتمالی ناشی از ترافیک هوایی یا طوفان و موارد دیگر را می داند.

هنگام ارزیابی، نقشه بهتری از مسیر به دست می آورید. وقتی نتوانید پیشرفت خود را ترسیم کنید، نادیده گرفتن کارها راحت تر می شود و احتمالاً دوباره به الگوهای مضر و عادت های بد باز خواهید گشت. اگر می خواهید در بلند مدت به اهداف خود برسید، هر روز پیشرفت خود را ترسیم کنید. ارزیابی یک از مهمترین بخش ها در یافتن راه های رسیدن به اهداف است.

7- همیشه رویکرد خود برای رسیدن به اهداف را تنظیم مجدد کنید

اگر پیشرفت خود را ارزیابی کنید و متوجه شوید به جای اینکه به اهداف نزدیک می شوید، از اهداف خود دور می شوید، می توانید رویکرد خود را دوباره تنظیم کنید. این به شما زمانی را می دهد تا چیزها را اصلاح کنید. اگر به طور روزانه پیشرفت خود را ارزیابی نکنید، ممکن است این موضوع را متوجه نشوید.

وقتی یک هواپیما می بیند که طوفان یا ترافیک هوایی وجود دارد، می تواند رویکرد خود را طوری تنظیم کند که به موقع به هدف مورد نظر برسد. اگر تلاطم بزرگی در پیش است و باید کمی از مسیر منحرف شود، می داند که باید چه کاری انجام دهد تا تصحیح شود تا بتواند زمان از دست رفته را جبران کند و در نهایت به مقصد برسد.

اهداف ما بسیار شبیه یک سفر با هواپیما است. ما در تلاش برای رسیدن به مقصد نهایی خود هستیم و برای این منظور باید مشخص کنیم که آن مقصد چیست و چه زمانی به آن می رسیم. سپس، تنها کاری که باید انجام دهیم برنامه ریزی، اقدام و اصلاح رویکرد خود در طول مسیر است تا بتوانیم در بلند مدت به جایی که می خواهیم برسیم. به نظر ساده می رسد، اما اجرای آن کاملاً دشوار است.

منبع:

https://www.entrepreneur.com

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا