اجتماعیروانشناسی

فکر کردن زیاد

علائم و راه های مقابله با فکر زیاد

واقعیت این است که همه افراد گاهی اوقات درگیر فکر کردن زیاد می شوند. فکر زیاد و افراطی یکی از رایج ترین مواردی است که روان درمانگرها با آن سر و کار دارند. افراد اغلب برای قرارهای ملاقات خود مراجعه می کنند و این جمله ها را می گویند: “من نمی توانم آرام شوم. مثل اینکه مغزم خاموش نمی شود” یا “من نمی توانم فکر کردن زیاد به اینکه چگونه می توانستم زندگی بهتری داشته باشم اگر کارهایم را متفاوت انجام می دادم را متوقف کنم”.

عمل فکر کردن بیش از حد می تواند با مشکلات روانشناختی مانند اضطراب و افسردگی مرتبط باشد، هرچند فهمیدن اینکه اولین بار کدامیک در یک فرد اتفاق می افتد بسیار دشوار است. به نوعی شبیه معمایی از نوع “مرغ یا تخم مرغ” است.

فکر کردن بیش از حد و سلامت روان

در هر صورت، بدیهی است که فکر زیاد می تواند باعث کاهش سلامت روان شما شود. سپس با کاهش سلامت روان، فکر کردن زیاد وسوسه برانگیزتر می شود. مانند یک مارپیچ تباهی رو به پایین است.

به هر حال تشخیص اینکه دقیقاً در وسط این مشکل هستید دشوار است. احتمالا آسان است خود را متقاعد کنید فکر کردن و نگرانی در مورد مسائل به نوعی مفید است. بالاخره چگونه می توان بدون فکر کردن به راه حل بهتری رسید؟ باید مرتباً به آن اشتباه فکر کرد تا جلوی تکرار آن را گرفت، درست است؟ ولی آنطور که فکر می کنید جواب واضح نیست.

“فلج تحلیل” واقعی است. هرچه بیشتر به یک مسئله فکر کنید، احساس بدتری خواهید داشت. و هرچه احساس بدتری داشته باشید، انجام اقدامات مثبت سخت تر است. زیرا احساسات می توانند قضاوت شما را ابری کنند.

دو نوع از فکر کردن زیاد

فکر کردن زیاد اغلب شامل فکر در مورد گذشته و نگرانی درباره آینده است. فکر زیاد، همان حل سالم مسئله نیست. حل مسئله شامل تفکر در مورد شرایط دشوار در صورت لزوم است. از طرف دیگر فکر کردن زیاد، متوقف شدن روی مسئله است.

فکر کردن بیش از حد با تامل نیز متفاوت است. تامل می تواند سالم باشد زیرا شامل یادگیری و به دست آوردن دیدگاه در مورد خود با توجه به شرایط موجود است. همچنین هدفمند است. با این حال  فکر کردن زیاد، تفکر در مورد هر چیزی است که بر روی آن کنترل ندارید و سپس متوقف شدن بر روی احساس بدی که نسبت به آن داشته اید است. این به پیشرفت هیچ بینشی در مورد شرایط کمک نمی کند.

مقدار زمانی که شما در تفکر عمیق می گذرانید، خیلی مهم نیست. اگر زمان واقعی صرف یادگیری از رفتار قبلی و ارائه راه حل های خلاقانه شود، این امر مثمر ثمر است. اما صرف زمان بیش از حد برای فکر کردن، صرف نظر از اینکه 10 دقیقه باشد یا 10 ساعت، به هیچ وجه زندگی شما را بهبود نخواهد بخشید.

علائمی که نشان می دهد بیش از حد فکر می کنید

قبل از اینکه بتوانید عادات فکر کردن خود را تغییر دهید، باید از زمانی که بیش از حد فکر می کنید آگاه شوید.

در اینجا 10 علامت هشدار دهنده برای فکر کردن زیاد وجود دارد:

  1. نمی توانم نگرانی را متوقف کنم
  2. اغلب نگران چیزهایی هستم که هیچ کنترلی روی آنها ندارم
  3. مرتباً اشتباهاتم را به خودم یادآوری می کنم
  4. بارها و بارها لحظه های شرم آور را در ذهنم زنده می کنم
  5. اغلب از خودم سوالاتی مانند این می پرسم “چه می شد اگر…”
  6. در خواب مشکل دارم زیرا احساس می کنم مغز من خاموش نمی شود
  7. وقتی مکالمات با افراد را به یاد می آورم، نمی توانم به همه چیزهایی که آرزو می کنم گفته بودم یا نگفته بودم فکر نکنم
  8. اوقات فراغت زیادی را صرف فکر کردن در مورد معنای پنهان در پشت چیزهایی که مردم می گویند یا اتفاقاتی که رخ می دهد، می کنم
  9. وقتی کسی چیزی را می گوید یا به گونه ای رفتار می کند که دوست ندارم، روی آن متوقف می شوم
  10. آنقدر زمان صرف اتفاقات گذشته می کنم و یا نگران آینده هستم که از آنچه در حال حاضر اتفاق می افتد غافل می شوم

چگونه با فکر کردن زیاد مقابله کنیم

برای هر کسی آسان است که گرفتار فکر کردن زیاد شود. خوشبختانه، چندین تمرین قوی ذهنی وجود دارد که می توانید برای تغییر مسیر ذهن خود از تفکر بیش از حد به طرز فکر سالم تر، استفاده کنید.

مطالعات نشان می دهد برنامه ریزی زمان برای نگرانی می تواند باعث کاهش فکر کردن زیاد شود. به جای نگرانی در کل روز، می توانید نگرانی های خود را فقط به 15 دقیقه در هر روز محدود کنید.

فقط با کمی تلاش می توانید تفکر خود را تنظیم کنید و قدمهایی را برای جایگزینی فکر کردن بیش از حد با تامل و حل مسئله بیشتر بردارید. با این کار  قدرت مغز، انرژی و زمان خود را بازیابی خواهید کرد.

منبع:

https://www.forbes.com

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن