کسب و کارمدیریت

مهارت های مدیران موفق

5 مهارت که هر مدیر موفق باید داشته باشد

چه مهارتهایی برای مدیران موفق ضروری است؟ این سوال باعث نوشته شدن مقالات، پست های وبلاگ و کتاب های بی شماری شده است. یک دلیل خوب برای این سوال وجود دارد. یک مدیر عالی می تواند بین کارمندی که عملکرد خود را به بهترین نحو ممکن انجام می دهد و کارمندی که فقط در محل کار خود حضور می یابد و یا حتی اصلاً حاضر نمی شود، تفاوت ایجاد کند. بنابراین، مهمترین مهارت های مدیران موفق چیست؟ در این مطلب دیدگاه پنج استاد دانشگاه در این خصوص را بخوانید.

1- حس کنجکاوی

نه تنها استفاده از فن آوری های دیجیتال، بلکه سرعت کار در شرکت ها شتاب گرفته است. بر این اساس، خانم کارلین واندرهیدن، استاد مدیریت و رهبری در دانشکده بازرگانی Vlerick بلژیک، معتقد است توسعه حس کنجکاوی قوی در مدیران بسیار مهم می باشد. این به معنی چابک تر بودن و بازتر عمل کردن در مقابل تجارب جدید و همچنین آگاه تر شدن نسبت به بهترین فن آوری قابل استفاده برای سازمان و نیز بازتر عمل کردن برای پیاده سازی آن فن آوری ها است.

خانم واندرهیدن معتقد است حس کنجکاوی این امکان را به مدیران می دهد که بهتر به حرف های همکاران و کارمندان خود گوش دهند و ایده های جدیدی را که می تواند به نفع سازمان باشد را به کار گیرند. این موضوع مدیران را قادر می سازد تا راه حل های جدیدی را برای هرگونه مانعی که ممکن است با آن روبرو شوند در نظر بگیرند و به آنها اجازه می دهد سریعتر و موثرتر واکنش نشان دهند. همچنین یک مدیر کنجکاو فرضیات و عملکردهای خود را زیر سوال می برد و آنها را نقد می کند. این یک کیفیت فوق العاده مهم است که یک مدیر مدرن باید داشته باشد. حس کنجکاوی یکی از مهمترین مهارت های مدیران موفق است.

2- توانایی یادگیری مداوم

ساده به دست آوردن دانش کافی نیست. آقای تیری پیک، استاد مدیریت و مدیر توسعه early makers در دانشکده بازرگانی املیون در فرانسه، می گوید: صلاحیت مهم واقعی برای آینده، یادگیری و دانستن نحوه یادگیری است. 

وی ادامه داد مدیران باید یاد گیرند چگونه یک رویکرد تاملی داشته باشند و از مکانیسم های یادگیری و روشهای تعالی شخصی خود آگاه باشند. همچنین باید هم به عنوان یک فرد و هم به صورت گروهی به عنوان بخشی از تیم، توانایی گام برداشتن به عقب برای بازخورد دادن و ترکیب کردن عملکرد و تأمل را داشته باشند. هر فعالیت، فرد، پروژه و موقعیت باید فرصتی برای یادگیری (هم از موفقیت ها و هم شکست ها) و پیشرفت باشد.  

مدیری که بهترین راه یادگیری خود را می فهمد، دریافت اطلاعات و دانش جدید در سطح عمیق تر و با سرعت بیشتر را آسان تر می یابد. این به مدیر امکان می دهد تا با سرعت روزافزون دنیای تجارت امروز همگام شود و هرچه سریعتر و موفق تر، عمل و عکس العمل نشان دهد.

آقای پیک به نقل از آلوین تافلر، تاجر و آینده نگر فقید آمریکایی، اظهار داشت: «بی سوادان قرن بیست و یکم کسانی نخواهند بود که نتوانند بخوانند و بنویسند، بلکه کسانی هستند که قادر به یادگیری، از یاد بردن اطلاعات نادرست و یادگیری مجدد باشند».  قطعا یادگیری مداوم یکی از مهارت های مدیران موفق است.

3- ارزش قائل شدن برای پرسنل

هرچه جلوتر می رویم، همکاری بین مدیران و کارمندان مهمتر می شود. در نتیجه خانم نادیا-یین یو، استادیار بخش افراد و سازمان ها در دانشکده بازرگانی NEOMA در فرانسه، معتقد است مدیران عامل باید ارتباطات دو طرفه را به عنوان یک رویکرد موثرتر نسبت به سبک مدیریت از بالا به پایین تشخیص دهند. وی خاطرنشان کرد: از منظر سیاسی اروپا، امروزه می بینیم نادیده گرفتن دیدگاه افرادی که موقعیت های «قدرتمند» ندارند، می تواند برای یک ساختار رهبری بسیار آسیب زننده باشد. مثال این موضوع در مباحث ملی فرانسه در پی افزایش جنبش جلیقه زردها است.

خانم یو استدلال می کند رهبران خوب با گوش دادن به کارمندان، به آنها قدرت می دهند و سپس آنها قادر می شوند سازمان خود را موثرتر مدیریت کنند. نکته مهم این است که خود عمل واگذاری قدرت به کارکنان نیز باید مدیریت شود. چشم انداز کارکنان از اهداف سازمانی می تواند ناقص باشد، بنابراین این قدرت باید به طور مناسب محدود شود و مدیران باید در برابر فشار در مقابل آن منعطف باشند.

4- تمایل به واگذاری اختیار

یکی از پیامدهای دیجیتالی شدن این است که افراد انتظار دارند داده های داخلی سازمان را که برای کار روزمره آنها ضروری است، به راحتی در دسترس داشته باشند. این داده ها می تواند شامل اطلاعات خط لوله، پیشنهادات تهیه شده، سفارشات فروش و وضعیت صورت حسابهای معوقه باشد. پیامد دیگر، کاهش سختی نسبی در ارتباط افراد با همکاران خود در مناطق مختلف جهان جهت پشتیبانی که از کار خود نیاز دارند است.

آقای کنستانتین کوروتوف، استاد رفتار سازمانی در دانشکده بازرگانی ESMT برلین در آلمان، معتقد است که این دو پیامد قابل انتظار، سرعت تصمیم گیری در یک سازمان را باید تسهیل کند. این به نوبه خود باید باعث شود کارمند برای دریافت اطلاعات یا دریافت همکاری از دیگران نیازی به مراجعه به مدیر خود نداشته باشد. با توجه به اینکه سطح دسترسی به اطلاعات و همچنین مزایای روابط درون سازمانی به طور سنتی از مبانی قدرت بوده اند، برخی از مدیران باید یاد بگیرند که از این سطوح برتری بر زیردستان و هم رده های خود چشم پوشی کنند.

آقای کوروتوف خاطرنشان کرد که واگذاری اختیار واقعی وابسته به حس راحتی کارکنان در مورد تصمیم گیری های خود براساس اطلاعاتی که در اختیار دارند و ارتباط آنها با بقیه سازمان دارد. همچنین آنها باید مایل باشند مسئولیت خود در قبال تصمیمات اتخاذ شده را بپذیرند. برای برخی از افراد، این ممکن است یک وظیفه تکاملی قابل توجه باشد.

کوروتوف پیشنهاد می کند مدیران ممکن است مجبور شوند برای گرفتن سطح مسئولیت مناسب از افراد حمایت کنند. همچنین احتمالا باید دائماً ارزیابی نمایند که در چه مواردی مشارکت خود آنها نیاز است (شاید برای اهداف کنترل کیفیت) و اینکه در چه مواردی باید آن را رها کنند و به تیم خود اختیار بیشتری دهند.

5- چشم انداز عملی

در یک محیط تجاری پویا که با نوآوری های تکنولوژیک و نیروی کار متنوع روبرو است، مدیران باید دیدگاه عملی داشته باشند. خانم Chia-Jung Tsay، دانشیار رفتار سازمانی در دانشکده مدیریت UCL در انگلیس، معتقد است این به معنای ارزیابی واقعی گزینه های موجود، در نظر گرفتن سیستماتیک ویژگی های آن گزینه ها، و تلاش برای درک چشم انداز و منافع سایر ذی نفعان است.

او می گوید با رویکرد سنجیده تر، مدیران می توانند از تصمیم گیری با آگاهی کمتر که اغلب تحت فشار محدودیت های زمانی و عواطف پدیدار می شوند، اجتناب کنند و فرصت هایی برای هم افزایی بر اساس منافع مشترک ایجاد کنند.

مهارت های مدیران موفق که در بالا بررسی گردید، بسیار مهم و قابل توجه است.

منبع:

https://www.forbes.com

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن