اجتماعیتربیت کودک

12 اصول تربیت کودک که والدین باید بدانند

بدون اصول، بسیاری از فعالیت های تربیت بین و الدین و کودک ممکن است کم اثر باشد. نویسنده کتاب راهنمای عملی برای والدین در آخر هفته، توصیه های مربوطه را ارائه می دهد. با این دوازده اصول که والدین بایستی بدانند آشنا شوید.

آنجا باشید ، گوش دهید ، بگذارید تصمیم بگیرید.

اصل 1: شما باید کنار بچه های خود باشید.

اگر والدین مطلقه هستید و یا دور از فرزند خود زندگی می کنید. اگر تنها ارتباط شما نامه ای در طول تعطیلات است، پس شما والدین فعالی نیستید. موارد بسیار زیادی وجود دارد که می توان از طریق تلفن یا از طریق پست الکترونیکی ارتباط برقرار کرد. اما بیشتر ارتباطات با کودکان به روشهای غیر حرفی است یعنی زبان بدن است. بنابراین، همراه فرزندان خود باشید. در آخر هفته حتی اگر کار زیادی دارید کنار فرزندانتان باشید. کارهایتان را در طول هفته انجام دهید و برای تربیت و آموزش کودک خود زمان بگذارید.

اصل 2: ​​شما باید به فرزندان خود گوش فرا دهید.

بعضی اوقات آنها برای بیان افکار و احساسات خود نمی دانند از چه کلماتی استفاده کنند. آنها هر روز از موقعیت های جدید آشفته می شوند. آنها در حال یادگیری و مقابله هستند. کودکان را هر بار با حرفهایی مثل مهم نیست یا اینم می گذره یا شکرگذار باش عصبانی نکنید. شما ممکن است برای هر سؤالی پاسخی نداشته باشید. گفتن من نمی دانم چگونه این کار را انجام دهم، نیز به فرزند شما کمک می کند. با این پاسخ درک می کند که بعضی اوقات پاسخ دادن دشوار است. برخی از گزینه ها را به کودکان ارائه دهید. با صدای بلند فکر کنید. من فهمیدم وقتی که ایده های خود را کنار می گذارم، فرزندانم اغلب به خودی خود به گزینه ای فکر می کنند. بعضی اوقات آنها فقط نمی دانند چگونه با صدای بلند فکر کنند. شما به آنها کمک می کنید تا این استعداد را کشف کنند.

اصل 3: شما باید اجازه دهید فرزندانتان تصمیم بگیرند.

این قسمت تا حدودی در ادامه اصل 2 است. از بچه های خود اطلاعات بخواهید، سپس گوش دهید. بگذارید اگر جایی می خواهند بروند از قبل تماس بگیرند. بگذارید آنها اشتباه کنند (تا زمانی که ایمنی آنها به خطر نیفتد).  اگر آنها می خواهند بدون مطالعه راهنما، یک ماشین مدل بسازند، بگذارید. یکی از پسران من وقتی در کلاس چهارم بود با موفقیت در این امر، مرا شگفت زده کرد. اما این روش برای من هرگز کار نکرد. من همیشه قطعات باقیمانده داشتم.

ابراز افتخار کردن، اعتراف به اختلاف ها، عذر خواهی!

اصل 4: به بچه های خود هر از گاهی بگویید که به آنها افتخار می کنید.

آنها ممکن است این را حس کنند. اما اگر هرگز آن را نگویید، آیا آنها آن را به طور مشخص خواهند دانست؟ وقتی کاری را به خوبی انجام می دهند، به آنها بگویید که متوجه شده اید. وقتی این کار را بخوبی نکردند، به آنها بگویید که شما افتخار می کنید که سعی خود را کرده اند.

اصل 5: کودکان با یکدیگر متفاوت هستند.

آنچه برای شخصی مفید است ممکن است برای دیگری کار نکند. روش تربیتی برای یک کودک با دیگری متفاوت است. شما ممکن است برای آموزش اخلاقی به یکی از فرزندانتان فقط لازم باشد یک قصه بخوانید. در حالیکه برای یک فرزند دیگر مجبور باشید تجربیات یک زندگی واقعی را برای آموزش همان درس ترسیم کنید. یکی از فرزندان من بسکتبال را دوست دارد. دیگری شطرنج را دوست دارد و ورزش های دیگر را دوست ندارد. فرزند سوم من به هنرهای نمایشی علاقه دارد. از هر یک از فرزندان خود بخواهید که علایق فردی خود را دنبال کنند.

اصل 6: هنگام اشتباه از فرزندان خود عذرخواهی کنید.

اگر فکر می کنید هرگز اشتباه نمی کنید، ممکن است لازم باشد قبل از ادامه خواندن این مطلب با این مسئله مقابله کنید. اگر فکر می کنید بچه های متوجه بهم ریختگی شما نمی شوند، برخی از مشاهدات خود را در دوران کودکی خود فراموش کرده اید.

اصل 7: آنچه را می خواهید برای فرزندان خود شرح دهید.

وقتی می شنوم پدر و مادر به کودک می گویند باید کاری انجام دهند زیرا من این را می گویم  عضلاتم منقبض می شود. این به کودکان می آموزد که آنها مجبور نیستند کارهای خود را برای کسی توجیه کنند. این یک پیام کوتاه است. اگر توجیه نداشتن برای والدین کافی باشد، برای کودکی که وارد بزرگسالی می شود  به اندازه کافی خوب خواهد بود.

صادق باشید ، خوب بازی کنید ، متفکر باشید

اصل 8: به یاد داشته باشید که پرورش کودکان سخت است.

یک راه درست و صحیح مشخصی برای تربیت موفقیت آمیز کودک وجود ندارد. در حقیقت هیچ روش واحدی برای تعریف یک تجربه موفق در تربیت فرزند وجود ندارد. بنابراین، مواقعی وجود خواهد داشت که همه چیز درست پیش نرود. زندگی راهی برای تعادل دارد.

اصل 9: در دام سندرم شهید قرار نگیرید.

نگویید، من تمام زندگی ام را به شما داده ام و این چیزی است که دریافت می کنم؟ سعی کنید بار گناهی را روی فرزندان خود نگذارید. غالبا افرادی که دچار این سندرم هستند نسبت به همه مشكلات اطراف خود احساس مسئولیت می كنند. نیازی به تلمبار کردن این همه بار نیست. البته، شما به عنوان والدین، ​​باید از برخی موارد دست بردارید. شما نمی توانید سیگار بکشید اما کودک خود را منع کنید. این بایستی انتخاب شما باشد نه مال آنها. برای تربیت کودک اول از خود بایستی تغییر را شروع کنید.

اصل 10: با فرزندان خود صادق باشید.

کاری نکنید که آنها  از روی گناه کار کنند. به طور مداوم آنها را گول نزنید. آنها یاد خواهند گرفت که به شما اعتماد نکنند. آنها را بیش از حد اذیت نکنید این باعث سردرگمی خواهد شد. میانه رو فکر کنید. برخی از شوخی های پیرامون ما می توانند حس شوخ طبعی را به کودک یاد بدهند. بیش از حد  آن می تواند آنها را تبدیل به شخصی کند که جهان به آنها می خندد. وقتی کودک از شوخ طبعی استفاده می کند، به آنها نشان دهید که می توانید بخندید.

اصل 11: با بچه های خود بازی کنید.

کودکان قوانین جامعه را از طریق بازی می آموزند. آنها احساسی از آنچه منصفانه است یاد می گیرند. به علاوه، این یک راه خوب برای برقرای ارتباط با آنها است. بگذارید آنها بخندند. بگذارید آنها چیزی را جدی نگیرند، مانند نتیجه یک بازی. اگر فرزند شما هرگز نمی خندد، آیا این شرم آور نیست؟ وقتی کودکان یاد می گیرند بازی کنند، یاد می گیرند که خلاق باشند. آنها یاد می گیرند که چگونه از ذهن خود استفاده کنند

اصل 12: از مسیر کاری که می گویم انجام بده نه آنچه انجام می دهم، استفاده نکنید.

این مسیر احمقانه و توهین آمیز است و کار نمی کند. این مسیر نشان  می دهد که زندگی خود را با یک استاندارد دوگانه انجام می دهید. در حرف چیز دیگری می گویید ولی به گونه ای دیگر عمل می کنید. تربیت و آموزش کودک بیشتر عملی است تا کلامی.

منبع: https://www.parents.com

همچنین بخوانید:

تربیت بدون فریاد

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن